طرفداران همیشگی آریان

لینک دوستان
 سلام دوستان مهربون آریانی حال و احوال؟ عزیزان عیدتان مبارک.... 

این روز عزیز را به تک تک ایرانیان و آریانیان تبریک میگیم....باشد که عیدی اصلی رو از صاحب بزرگوار این روز بگیرید

هرچند من خودم مجاور کم سعادت و بی وفایی هستم اما قول میدهیم اگه لیاقت داشته باشیم نائب الزیاره تک تک شما مهربانان باشیم....اما عرضم به ضورتون امسال بعد از سالها دوباره مشهد مقدس به مناسبت میلاد امام رضا (ع) تعطیل اعلام شد!! و من و سمن ناز گلم هم تصمیم گرفیم از این تعطیلی استفاده کنیم و آپی بذاریم...

شکرخدا کنسرت سن خوزه هم عالی برگزار شد و آلبوم حس نیز با استقبال چشمگیری رو به رو شده...


آلبوم پیام صالحی مورد استقبال قرار گرفت
                          
موسیقی ما -  اولین آلبوم مستقل پیام صالحی با عنوان «حس» یک هفته پس از توزیع مورد استقبال گسترده قرار گرفته است.در پی استقبال گسترده مخاطبان برنامه​ریزی لازم برای افزایش تیراژ و تکثیر مجدد آن در شرکت تصویر دنیای هنر انجام شده است.
آلبوم موسیقی «حس» که هفته گذشته به شکل گسترده در نقاط مختلف کشور توزیع شد، اولین آلبوم مستقل پیام صالحی، خواننده، نوازنده و یکی از بنیانگذاران گروه آریان است.
این آلبوم که با تیراژ اولیه 200 هزار نسخه به بازار موسیقی ارائه شده شامل هشت آهنگ است. نیما وارسته تنظیم همه این هشت آهنگ را انجام داده و میکس و مسترینگ آن​ها در استودیو راک ساند آمریکا انجام شده است. شاهین تیک، سهراب پاکزاد، علی حسین​زاده و حمید عسگری آهنگسازان و ترانه‌سرایان این آلبوم هستند.
خب با آرزوی موفقیت روزافزون برای آریان و آریانیبریم سراغ عکس و کلیپ
با تشکر ویژه از دوستان گل و عزیزم سوگند،مینا،زهرا،امیرسالارو....بابت عکسای قشنگشووووون

عکس های کنسرت گروه آریان - www.pix4pix.net

عکس های کنسرت گروه آریان - www.pix4pix.net

عکس های کنسرت گروه آریان - www.pix4pix.net

  

 و اما کلیپ!!

دوستان خوبم در پایان لینک دانلود کلیپ آهنگ زیبای فردا مال ماست برای عزیزانی که احیانا ندیدند یا ندارند میذاریم برای دانلود روی لینک راست کلیک کرده و save target as  بزنید...

منبع:آریان امید زندگی

Farda male mast.wmv

بازم تبریک....شاد باشین....التماس دعا

همیشه آریانی....تا بی نهایت

[ سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ] [ 7:52 ] [ همیشه آریانی ]
 

سلام احوالات شما.....................

بفرمایید اینم یه سری عکس خوشمل تقدیمتون

جاننننننننننننننننننن

اینو خودم خیلی دوست میدارم

جان

من بزرگ اینو میخوام هر کی داره بده لطفا

 

من بزرگ اینو  هم میخوام هر کی داره بده لطفا 

خب دیگه فعلا بای بای و بوس کیس

[ جمعه بیست و سوم مهر 1389 ] [ 19:36 ] [ همیشه آریانی ]

بله دیگه هاللیییوووووووووووووووود در کنار علی آقا زیبا شده

آخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

تولد فاطیما جوووووووونی عزیزدل و لیلا جوووووووونی گل گلاب تبریک میگیم تولد دو دوست آریانی در یک روزبه فال نیک میگیریم با آرزوی بهترینها برای هردو عزیز دوست داشتنییییییییییی

اینم برای خداحافظی

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 20:58 ] [ همیشه آریانی ]
 

 

سلام دوستان آریانی...حس هم که به سلامتی منتشر شد هرچند من خودم هنوز گیر نیاوردم...ولی مطمئنم بیسته امروزم میخوام یه خاطره دیگه از خواهری سمن ناز جونم تعریف کنم...که تلخ است و مراسم ترحیم!!! نه شکر خدا کسی طوریش نشده....اما یه همدم دوست داشتنی شکسته فنا شده...

۱۰ روز خانواده عمه خونه ما بودند..شب جمعه بود بزرگترها رفتند حرم ولی چون شلوغ بووووود ما رو نبردند...همینطوری نشسته بودیم که عطا پسرعمه اینجانب گفت بریم رو پشت بوم!هوایی بخوریم...گفتیم خب بریم. منم ویالونم برداشتم که در راه بازگشت از پشت بام بدم به ترانه (که من بهش میگم ترانه شرقی) دختر همسایه بالایی...حالا نمیدونم چرا قبل از رفتن به اون مکان شوم ساز نگون بخت رو به ترانه ندادم....خلاصه رفتیم بالا و داشتیم از منظره لذت میبردیم که...عطا خان شیطنت فرموده وبه درون حیاط همسایه قبلی نگاهی انداختند و با مشاهده دو عدد سگ بزرگ  همسایه و پارس انها چنان ترسید و دوید که...ازخودش هم یادش شد چه برسه به ویلون الکتریک بنده که از اقبال بد بدون جلدش در دستانش بووووود...خلاصه ساز شکست و دل منم...

هی روزگار کجایی ویالون جان...هنوز نتهای تو رو کم دارم نیافته بودم و ننواخته بودم که...

قسمت تلخترش اینه که پیام و ساناز عزیز ویالونم امضا کرده بودند...(باز جای شکر باقیه که خود سیامک امضا نکرده بود وگرنه....

خب دوستان منم از طرف خودم میگم سمن گلم ما هم در غم خودت شریک بدونی...

کاشکی میشد تو بی قراری ها...تو گریه ها....تو دلتنگی ها...منو از خودت بدونی....کاشکی میشد 

دیگه عرضی نیست...طبق روال همیشه در پایان چند عکس آریانی

این اولی جدیده...اما بقیه...!!

 

 

این عکس قشنگ  آخر هم حاصل دست خواهر و  برادر آریانی...آریان و آریانا هستش دست گلتون درد نکنه

همیشه آریانی....تا بی نهایت

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 9:43 ] [ همیشه آریانی ]
(تولد خورشيد

روی گونه هاش گل انداخت آسمون سرد و خسته

کوله بار تيرگيشو شب تاريک ديگه بسته

اشک شوق از رخ گلبرگ رو حرير برگا لغزيد

غم از آسمون ما رفت با تولد تو خورشيد

پيش پات خورشيد نازم می ريزم ستاره ها رو

می پوشونم با شقايق چشم آفتابگردونا رو

آخه دنيام بی تو غم داشت

آسمونم تو رو کم داشت

آخه دنيام بی تو غم داشت

آسمونم تو رو کم داشت )

این شعر رو میشناسید؟؟؟؟؟؟

خب اونایی که میشناسن هیچ اما برای اونایی که نمیشناسن : این شعر رو این آقا:(جاشون

 خالی)

برای این خانوم:

در روز تولدشون (فردا ۱۵ مهر) قبلنا گفته بودن

حالا میریم واسه تولد...

چه شبی ست امشب...بیا ......بیا.........بیا....دست....حالا......


خب خب حالا میریم سر کادوهای ما به راحله جونننننننننننننننننننننننننن

 

 

حالابیا کیکس رو ببر

اهان بیا بیا بیا دست دست رقص رقص....

حالا اینم یه سری عکس تکراری تقدیم شما

الهیییییی

همیشه خندان و شاد

اینم یک مصاحبه تکراری...

مهندس علي پهلوان: به جاي سفره دل، سفره هفت‌سين پهن كنيم

  اينكه پس از گذشت 10 سال از حضور «گروه آريان» در صحنه موسيقي كشور، اين گروه همچنان پرطرفدار است، به خاطر مردم‌داري اعضاي آن است، جوانان تحصيل‌كرده‌اي كه برخلاف بعضي از خواننده‌هاي تازه به دوران رسيده كه به لطف يك اثر تلويزيوني به معروفيت كاذب مي‌رسند، با غرور بيگانه‌اند... با «علي پهلوان» خواننده و نوازنده اين گروه به گفتگو نشستيم، ضمن اينكه بايد اشاره كنيم، آريان در سال 87 مانند سال‌هاي گذشته كنسرت‌هاي خوبي برگزار كردند كه نبايد زحمات مدير اين گروه، «محسن رجب‌پور» را ناديده گرفت، اين كه «كريس دي‌برگ» خواننده مطرح جهان پايش به ايران باز شود، كار ساده‌اي نيست! همكاري «كريس دي‌برگ» با گروه آريان و حتي ضبط يك كليپ، از آن كارهاي ناشدني بود كه با درايت رجب‌پور به سرانجام رسيد... اما نكته ديگر در مورد آريان در سال 87 اين بود، كه در آخرين ماه‌هاي سال «نينف اميرخاص» تنظيم‌كننده و نوازنده كيبورد براي تكميل تحصيل خود در رشته موسيقي عازم آمريكا شد، اما قول داده كه قطعات آريان را در آنجا هم تنظيم كند. گفتگو با علي پهلوان پسر بااخلاق موسيقي ايران را بخوانيد.

انتظار بيشتري داشتم

از سال 87 بيشتر انتظار داشتم، ولی به هر حال همان که با سلامتی و تا حدی موفقيت همراه بود خدا را شکر مي‌کنم.

در اين سال آلبوم «بی‌تو با تو» با 14 ترانه به بازار آمد و برای اولين بار قطعه‌ای مشترک همراه با خواننده مشهور «کريس دی برگ» اجرا کرديم که بسيار مورد توجه قرار گرفت. متاسفانه آلبوم پس از 72 ساعت روی 49 وب سايت به صورت رايگان برای دانلود قرار داده شد و خيلی از مغازه‌ها هم نسخه کپی را به جای اصل فروختند! به نحوی که خيلی‌ها هنوز نمی دانند که اين آلبوم يک سی دی تصويری هم به همراهش هست.

رعايت مي‌كنم

آدم خيلی خجالتي نيستم ولی خيلی سعی مي‌کنم رعايت حال ديگران را بکنم. کاری که در ايران کمتر کسی حاضر است در حق کس ديگری انجام بدهد.

مدير برنامه

به نظر من هنرمندان نياز دارند که کسی مسووليت انجام امور اجرايی برنامه‌هايشان را به عهده بگيرد، تا آنها بتوانند بيشتر روی مسائل هنری خود متمرکز شوند. تجربه نشان داده وقتی خود هنرمند درگير اين مسائل می‌شود کاملا روی حسش تاثير منفی مي‌گذارد. يک مدير برنامه خوب و پر قدرت مطمئنا در ارتقاء کاری هنرمند تاثير به سزايی دارد.

موسيقي در سال 87

من سال خوبی برای موسيقی ايران نديدم... جز در مواردی انگشت شمار (مثل همين داستان کريس دی برگ) كه به ايران آمدم و موفق شديم يك ترانه به همراه يكديگر بخوانيم نه تنها در جا نزديم بلکه پس رفت هم کرديم! با يک نگاه اجمالی به وضعيت کنسرت‌ها مي‌توان به اين امر پی برد.

تنيس را دنبال مي‌كنم

تنيس بازی مي‌کنم و مسابقات بين‌المللی تنيس را هم شديدا دنبال مي‌کنم... طرفدار «راجر فدرر» سوئيسي هستم و هميشه با دوست و همکارم که طرفدار «رافائل نادال» اسپانيايي است حسابی کل کل مي‌کنيم. شب فينال مسابقات ويمبلدون که بازی فدرر و نادال حدود 5 ساعت طول کشيد خيلی با هم کل کل کرديم. گر چه فدرر نهايتا باخت، ولی آنقدر بازی زيبا بود که به نظر هر دوی مان هر دو بايد قهرمان ويمبلدون اعلام مي‌شدند.

خاطره از فرنگ

توی خيابان‌های لندن با نينف امير خاص راه مي‌رفتيم و مي‌خواستيم يه جايی بايستيم و عکس بگيريم. درگير و دار اين که کی از کی عکس بگيرد ناگهان يک نفر با زبان شيرين فارسی گفت: آقای پهلوان هر دو بايستيد تا من از جفت‌تان عکس بگيرم به شرط اين که يک عکس هم با من بگيريد و برايم ايميل کنيد.

داستان پمپ بنزين

اصلا اهل قيافه گرفتن نيستم. يک روز در پمپ بنزين در حال بنزين زدن بودم که ناگهان اتومبيلی ايستاد و يک پدر و پسر با دوربين عکاسی پياده شدند و از من خواستند که با من عکس بگيرند. من هم که نمی خواستم وقت افرادی که در صف بودند را بگيرم گفتم باشد در همين حالت بگيريد... وقتی که رفتند مسئول پمپ بنزين که منو نشناخته بود با تعجب پرسيد: از اقوام بودند؟! من هم با خنده پاسخ دادم: به نظر شما اقوام يک کاره وسط پمپ بنزين مي‌آيند و عکس مي‌گيرند؟ مرا با تعجب نگاه کرد و شانه‌ای بالا انداخت و رفت.

دوران كودكي

از دوران کودکی خيلی چيز‌ها به ياد دارم... يادم هست که قبل از رفتن به مدرسه مي‌تونستم بخوانم و بنويسم. در روز‌های اول مدرسه (کلاس اول) معلم از من خواست که به عنوان مبصر نام هر کسی که شلوغ کرد را به ياد داشته باشم و به او بگويم. من هم پای تخته اسم دو سه نفر را نوشتم که فاميل‌های خيلی سختی داشتند مثل: اباسهل، معمر، بصام تبار! معلم کلاس اولمان ( خانم صوفی) وقتی سر کلاس آمد چند بار پرسيد از کلاس پنجم مبصر فرستادند؟ گفتم نه، خودم نوشتم... پرسيد تو گفتی کس ديگری نوشت؟ گفتم: نه خودم نوشتم... گفت: برو بنويس... و هر چه گفت نوشتم! از آن به بعد هر کس، حتی در کلاس پنجم تنبلی کرده بود و نمی‌توانست از روی کتاب بخواند يا چيزی بنويسد، من را از کلاس اول صدا مي‌زدند تا بخوانم يا بنويسم! و به قولي آنها خجالت بكشند.

اولين بار

اولين باری که در قشم روی صحنه رفتم، واقعا نمی‌دانستم که چه خواهد شد و مردم چه واکنشی به کارمان نشان خواهند داد. يکی از زيباترين لحظه‌ها، لحظه‌ای بود که پس از پايان اولين اجراي‌مان، مردم همه ايستاده تشويق‌مان کردند و فرياد زدند... دوباره دوباره.

پهلوان‌شناسي

11 ارديبهشت‌ماه سال 54 در تهران به دنيا آمدم. دارای يک برادر کوچکتر با 13 سال اختلاف سن هستم، ليسانس مهندسی صنايع از دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب دارم. شغلم، مدير برنامه ريزی و کنترل پروژه در پروژه‌های مهندسی نفت و گاز و پتروشيمی و همچنين مدرس برنامه‌ريزی و کنترل پروژه در مجتمع فنی تهران و شرکت‌های مهندسی مي‌باشم، خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا و نوازنده گيتار گروه آريان هستم. ورزش مورد علاقه‌ام تنيس است. غذای ايرانی مورد علاقه‌ام لوبياپلو و رشته‌پلو، غذای فرنگی مورد علاقه‌ام پيتزا، غذاهای ايتاليايی و مکزيکی است. چاشنی مورد علاقه من ماست، ترشی نازخاتون، سالاد شيرازی است. ساز مورد علاقه‌ هم كه ديگر احتياج به گفتن ندارد، گيتار است. (فكر كنم كافي باشد!) و مي‌خندد.

لحظه خاص

لحظه سال تحويل را دوست دارم. به نظرم لحظه خاصی است فرقی نمی‌کند کجا باشم. هر کجا که باشم اون لحظه حال و هوای خاصی برايم دارد. برای همه سالی سرشار از نعمت‌های سلامتی، شادکامی و موفقيت آرزو مي‌کنم.

خب دیگه تا مراسم بعدی که احتمتان ختم ویولون بنده یعنی سمن ناز است خدانگهدار

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 19:34 ] [ همیشه آریانی ]

اینم چند عکس تقدیم شما دوستان عزیز

خب دیگه فعلا بای

[ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 ] [ 19:8 ] [ همیشه آریانی ]
سلام دوستان عزیز امیدوارم خوب و خوش باشید...چه خبرا؟ بله آلبوم حس که دیگه امروز منتشر میشه و همه منتظریم...گروه آریان هم که راهی امریکا شدند....علی آقا تو یاهو پالس سفارش کرده بودند براشون دعا کنیم که کنسرتها به بهترین شکل اجرا بشند...یادتون نره هاااا!

با آرزوی سفری خوب و خوش برای آریانی ها....

اما بنا به قول داده شده امروز گزارش کنسرت کیش رو از زبان سمن ناز جونم براتون تعریف میکنم...البته بیشتر ماجرای قبل و بعد کنسرت! جزییات اجرا رو میتونید در وبلاگ فوژان و نیلوفر عزیزم بخونیدhttp://ariane-ma.blogfa.com/

« ۳۰ شهریور شبانگاهان به سوی کیش تو هواپیما.... طبق معمول  درآوردم و کلیپ ناگفته ها رو با صدای بلند! نگاه میکردم...کنار من خواهر و برادری نشسته بودند...خواهر خانوم گفت: ببخشید فکر کنم سیمش جدا شده صدا داره پخش میشه...گفتم نه! ـ یعنی شما همیشه بلند بلند گوش میدید؟ بله! موضوع بحث عوض شد...گفتم برای یک کار اورژانسی دارم میرم کیش!! پرسید: تنهایی؟ بله!! چه جوری؟ مجوز دارم....ـ ببخشید خدایی نکرده کسی فوت شده؟ نه... ایشالله کسی به دنیا اومده؟ نه...عروسی دارین؟ نه... عمل دارین؟ نه خانوم...پس آخه کار اورژانسی؟ میرم کنسرت آریان!!! دختر خانوم که اسمش نسرین بود کپ کرد!! برادرش (نوید) پرسید: بلهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟ میرم کنسرت آریان! تنهایی؟ بله دیگه...

راستش ما هم میریم کنسرت ولی بعد میمونیم تو جزیره...شما کی برمیگردین؟ امشب!!! کی؟؟ ۴.۵ صبح برمیگردم!!! ببخشید شما بیکارین؟ نه! مطمئنین؟ کار منم اینه دیگه!!

هواپیما نشست و خواستیم پیاده بشیم نسرین: شما ساک نداری؟ نه خیر! وارد فرودگاه کیش شدیم من همینجوری داشتم میرفتم دوباره پرسد؟ شما چمدون هم نداری؟ نه دیگه...

مونده بودم کجا برم...خواهر و برادر پرسیدن: هتل نمیرین؟ نه. ـ رزرو نکردین؟ من ساعت ۴.۵ بلیت برگشت دارمممممممممممم سوار تاکسی شدم مستقیم رفتم دم تالار شهر...سوت و کور هنوز هیچکس نیومده بود! صدای آب و باد و بوی خاک و آتش هیجان درون من عناصر طبیعت تکمیل شد!! همینجور که داشتم آسمون پرستاره مینگرستیم و برای خودم ترانه "ستاره" میخوندم... مستر پهلوان اومدند ایشون قبل از اینکه بروند داخل چندلحظه ای متعجبانه به من نگاه کردند...ولی من به ایشون نگاه نکردم!!!

کم کم جمعیت اومدند...وقتی نسرین و نوید رسیدند صداشون کردم بیان جلو بیاستند به مردم هم گفتم من جا گرفتم!!!

رفتیم داخل...و بالاخره شمارش معکوس ۹...۸...۷........۳....۲...۱...و برج های ساحلی پرشین کیش!!!!! خواهر و برادر دستاشون بالا گرفته خشک شد...من که عید امسال هم کنسرت کیش دقیقا همینجوری شده بود فقط میخندیدممممممممممممم

دیگه از جیغ و دست و سوتها چی بگم که خودتون بهتر میدونید....فقط جالبیش اینجا بود که نسرین و نوید این سه آهنگ جدید نشنیده بودن!!!! یعنی وقتی شروع شد نسرین پرسید: اینو کی خوندند؟؟؟؟!!!!

چون زود رفته بودیم ردیف جلو نشسته بودیم موقع اجرای از روزی که رفتی از همون ثانیه اول آهنگ فقط جیغ میزدم!! طوری که خوانندگان محترم گروه دو سه باری برگشتند و مستقیما به بنده نگاه کردند!!! سقلمه های نسرین هم فایده ای نداشت من کار خودمو میکردممممممممم!!

اینبار هم مثل برق و باد گذشت.... داشتیم میومدیم بیرون که نوید گفت بریم امضا بگیریم!! خب بریم! رو به منِ شما امضا نمیخوای؟ ـنه! چیزی نیاوردم...کف دستم که نمیشه!! شما باز خوبه خودتو آوردی!!! نسرین هم که کیش ۸۷ از همه امضا گرفته بود دیگه نمیخواست....اما این نوید خان خجالتی بود در حد...نمیدونم حدش هنوز اختراع نشده!!(در این حد!!!)

رقت جلوی آقای پهلوان: ببب..ببخشد علی آقا...نه آقای پهلوا...نه جناب آقای...پهلوان...میشه یه امضا...یعنی افتخار...نه لطف کنید....که...ممکنه...به من یه امضا بدید....

شراره: ببخشید خانوم فرنژاد...میشه لطفا...چیزه...این...این دفترچه من را مزین کنید به امضای خویش!!!! من و نسرین فقط میخندیدم شراره هم مشخص بود خیلییییییییییییی جلوی خودشو گرفته....

آقای خواهانی نه آقا...رو به من :«این اسمش چی بود؟ این!اسمش سیامکه!! آهان همون آقای خواهانی...یعنی (در شوک قد سیامک مونده بود!!)

خلاصه امضاها رو گرفتیم البته از سحر و ساناز دیگه منو نسرین رفتیم گرفتیم با کلی خنده....بعدشم خداحافظی کردیم من برگشتم فرودگاه!!این ماجرای حواشی کنسرت که برای من رخ داد....یادش بخیرببخشید دوستان عکسی نگرفتم...»

خب دوستان امیدوارم راوی خوبی بوده باشم سعی کردم عین صحبتای سمن رو بنویسم... پست آریانی که بی عکس نمیشه...چندتا قدیمی میذارم واستون

کنسرت کیش...البته  شهریور ۸۵!!

سیامک خواهانی...بعد از کنسرت...حالا کی حالشو داره این پله ها رو بره بالا؟

بدون شرح!!!

قضیه چیه؟؟؟

این آقا احتمالا دارند نقاشی نیمرخ آقای خواهانی رو میکشتد!!

یادی از جناب کرسی دی برگ

به شدت جای ما خالیییییییییی!!

به امید دیدار....

دوستون داریمممممممممممم...خدانگهدار

همیشه آریانی....تا بی نهایت

[ شنبه دهم مهر 1389 ] [ 8:7 ] [ همیشه آریانی ]
خب خب دوستان اینم چند عکس بهرمایید

تکراری....

احیانا جدید

تکراری....

Singer and musician Ali Pahlavan of Iranian band Arian Band sings during a concert at the 23rd Fadjr International Music Festival in a hall at the Interior Ministry building in Tehran December 24, 2007. Arian Band is the first ever band consisting of both male and female members in Iran.

چه باحالSinger and musician Sharareh Farnejad of Iranian band Arian Band performs during a concert at the 23rd Fadjr International Music Festival in a hall at the Interior Ministry building in Tehran December 24, 2007. Arian band is the first ever band consisting of both male and female members in Iran.

 

Ali Pahlavan (R) and Payam Salehi of Iranian band Arian Band sing during their concert at the 23rd Fadjr International Music Festival in a hall at the Interior Ministry building in Tehran December 24, 2007. Arian band is the first ever band consisting of both men and women singers and players in Iran.

Singer and musician Ali Pahlavan of Iranian band Arian Band performs during a concert at the 23rd Fadjr International Music Festival in a hall at the Interior Ministry building in Tehran December 24, 2007. Arian Band is the first ever band consisting of both male and female members in Iran.

Singer and musician Payam Salehi of Iranian band Arian Band sings during a concert at the 23rd Fadjr International Music Festival in a hall at the Interior Ministry building in Tehran December 24, 2007. Arian Band is the first ever band consisting of both male and female members in Iran.

خب دیگه تموم شد

[ پنجشنبه هشتم مهر 1389 ] [ 21:4 ] [ همیشه آریانی ]

پیام صالحی از آلبوم مستقل تا همکاری با جیپسی کینگز

امروز نشست خبری رونمایی آلبوم «حس» پیام صالحی در حالی برگزار شد که اخبار داغ‌تری از انتشار آلبوم خواننده گروه آریان اعلام شد.

به گزارش خبرآنلاین، تا چند روز دیگر آلبوم «حس» به عنوان اولین آلبوم مستقل از خواننده گروه آریان توسط تصویر دنیای هنر راهی بازار می‌شود تا اولین باری باشد که صالحی جدای از «آریان» کارهایش را به بازار موسیقی ایران بفرستد.

در حالی که او پس‌فردا به همراه «آریان» راهی آمریکاست تا تور کنسرت‌هایشان را آنجا برگزار کنند امروز دوشنبه در جمع خبرنگاران حاضر شد تا آلبوم «حس» را به شیوه‌ای متفاوت رونمایی کند.

این نشست با توضیحات صالحی درباره آلبوم هشت ترانه‌ او آغاز شد. او درباره اینکه آیا انتشار این آلبوم به مثابه جدایی‌اش از آریان تلقی می‌شود گفت:«صرفا قطعات این آلبوم با آثاری که برای آریان تنظیم می‌شود همخوانی نداشت، لذا تصمیم گرفتم که آنها را مستقل منتشر کنم.»

در ادامه این نشست هشت قطعه این آلبوم با معرفی آهنگساز و شاعر برای خبرنگاران و حاضران در سالن وی‌آی‌پی پردیس سینمایی ملت پخش شد و نظرات آنان به خواننده و تنظیم‌کننده آلبوم منتقل شد.

صالحی در ادامه نشست در پاسخ به سئوالات خبرنگاران درباره کنسرت مستقلش گفت: «فعلا راهی کنسرت‌هایم با آریان هستم، اما به محض برگشتن حتما برنامه‌ریزی کنسرت این آلبوم را خواهم داشت و از همین حالا هم مشغول تدارک آن هستیم. گروه اجرایی این کنسرت از بچه‌های آریان نیستند و کار مستقل است.»

او درباره احتمال جدایی از آریان گفت:«احتمال جدایی من از آریان نزدیک به صفر است، چرا که من خودم جزو موسسان آن هستم و آریان بدون من و علی پهلوان دیگر آریان نیست

وی در ادامه این نشست خبر از همکاری کریس دی‌برگ داد و گفت: «پیش از این با آریان قطعه‌ای را با کریس دی‌برگ ضبط کرده بودیم اما الان مستقلا کاری را با ایشان اجرا کرده‌ام، همچنین به زودی همکاری مشترکی با گروه جیپسی کینگز که مردم ایران با آنها خاطرات زیادی دارند را خواهم داشت.»

آلبوم «حس» از ده مهرماه در بازار موسیقی ایران منتشر خواهد شد و در اختیار عموم قرار می‌گیرد.

[ سه شنبه ششم مهر 1389 ] [ 20:45 ] [ همیشه آریانی ]
حالا دستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت....بیا.......بیا.....بیا

خب خب خب دیگه من یعنی سمن ناز آریانی از ته چاه بیرون آمداهه و خواهان که نوشتاهو

گزارشاهو(اوارز دیوانگی بعد کنسرت)

اختصاصی موسیقی ایرانیان

گزارشی مفصل از اجرای گروه آریان در جزیره کیش

موسیقی ایرانیان – شقایق یاسمی: کنسرت گروه آریان به مدت سه شب (29، 30 و 31 شهریور ماه) با حمایت شرکت ترانه شرقی درجزیره کیش برگزار شد. در ادامه می توانید گزارش متنی خبرنگار موسیقی ایرانیان را به همراه عکس های محمد رضا حاجیلو از این کنسرت مشاهده کنید.

قبل از کنسرت و هوای شرجی کیش!

ساعت 11 شب آخرین روز شهریور سال 1389 و اینجا مقابل “تالار شهر” جزیره ی کیش است. هوای سی و چند درجه و شرجی کیش را تصور کنید. حالا جمعیتی حدود پانصد نفر را که تنگ هم در صف ایستاده اند، جلوی چشمتان بیاورید.
صندلی های سالنهای کنسرت های کیش شماره ندارند. همین باعث می شود برای نشستن در جای بهتر مجبور باشی، در صف بایستی. به خصوص که سالن ها شیب هم ندارد و حتی اگر در ردیف دوم هم باشی، و یک نفر قدبلندتر از شما، مقابلت باشد، دیگر بخشی از صحنه را کلا نخواهی دید.
یکی از نگهبان های سالن با لهجه ی خاصش می گوید، “این چند روز کار ما سخت تر شده، کمتر پیش میاد کنسرتها همچین صفی داشته باشه. نظم دادن بهش سخته.”
بیش از ده سال پیش آریان با سازهای اصلی ویولون و گیتار، و دو صدای متفاوت خواننده هایش، علی پهلوان و پیام صالحی، اولین آلبومش را ارائه کرد. آنها اولین گروه پاپ بعد از انقلاب و اولین گروه مختلط پاپ تاریخ ایران هستند. از ترانه ها گرفته تا ترکیب سازها و حتی صدای آوازمخصوص خودشان است.
دختری می گوید، “عصر علی پهلوانو تو پاساژ دیدم، اصلا باورم نمی شد خودش باشه. تا رفتم عکس بگیرم، همه ریختن سرش. اما ایستاد با همه شون عکس گرفت. چقدرم مهربونه!”
خانومی حدود پنجاه ساله می گوید، “دخترم منو از تهران آورده اینجا واسه اینا، آخه آش دهن سوزیم که نیستن، نمی دونم والله چه افسونی شده.” و دخترش که بیست و چند ساله است، زیر لب می خندد.

ساعت 1 بامداد و شمارش معکوس برای شروع کنسرت
ساعت از یک صبح گذشته است، با شمارش معکوس برای حضور اعضای گروه آریان کنسرت آغاز می شود و مردم می شمارند، ده، نه …
اعضای دائمی گروه، علی پهلوان، سیامک خواهانی، پیام صالحی، علیرضا طباطبایی، شراره فرنژاد، سحر و ساناز کاشمری با لباسهای یک دست سفید و نوازندگان مهمان، عمید بنکدار، شهاب حسینی، فرزاد فخرالدینی و علیرضا میرآقا با شلوار جین به روی صحنه می آیند.
عده ای از حاضران آهنگ ها را تا به حال نشنیده اند، حتی عده ای تنها با قصد شیطنت و برای گذراندن شبی پر از شوخی و خنده به سالن آمده اند.
کنسرت با آهنگ “ساحل” شروع می شود. اجرای زنده ی آهنگ ساحل به دلیل وجود نواهایی با تفاوت زیاد در زیر و بمی برای خواننده ساده نیست. اما آنقدر روان اجرا می شود که کسی متوجه این پیچیدگی نمی شود. در این آهنگ زیرصداهای متنوع و متفاوتی با سازهای مختلف ایجاد می شود.
شیطنت ها و شوخی ها به سکوت تبدیل شده است. گویا حتی برای مخاطبینی که به صورت جدی موسیقی را نمی شنوند هم این اجرا جالب بوده است.
نوبت آهنگ “عید اومد، بهار اومد” می شود، با ریتم شش و هشت آشنا به گوش ایرانی ها و ترانه اش که برای بسیاری یادآور روزگار جوانی ست. بعضی از بزرگترها هم در دست زدن همراه جوان ها می شوند. مادری که همراه دخترش بود، دستش را بالاتر از دخترش گرفته و به هم می کوبد.
کنسرت کیش آریان با کنسرت های دیگر تفاوت هایی در چینش و انتخاب آهنگ ها دارد که آن را با فضای جزیره ی کیش هماهنگ تر می کند. به طوری که کمبود امکانات صدابرداری و نبود صفحه ی نمایشگر و … به چشم نمی آید.
وقتی دو خواننده دستهایشان را بالا می گیرند و مردم را به دست زدن، تشویق می کنند، همراهی بیشتر می شود و سالنی که سقفش بلند است و فضای بزرگی به نسبت ظرفیت دو هزار نفره اش دارد، کوچک و خودمانی می شود.
هر بار و در هر آهنگ صدای ویولون جمعیت را به وجد می آورد. دو خواننده هم با اشاره به سیامک خواهانی، نوازنده ی ویولون گروه، این شور را بیشتر می کنند.
هنوز که هنوز است و بعد از گذشت ده سال، سیامک خواهانی از شنیدن جیغ های ممتد و تشویق ها می خندد و لذتی صورتش را باز می کند.
پیام صالحی می گوید، “از آهنگ های خاطره انگیز اولین کنسرت های آریان “ترانه ی عشق” است که در این جزیره بر پا شده”، مردم با “بابارابابام” ها هم صدا می شوند و علی پهلوان با فیگور خاصی انگار که خواننده ی اپرا باشد، آخرین “بابارابابام” را می گوید و جمعیت هم همراه او می خندند!
در میکس قطعات خاطره انگیز، آهنگ های “مگه میشه”، “یاس کبود”، “گل همیشه بهار”، “گل من” و “گل آفتابگردون” اجرا می شود. علی پهلوان می گوید،”در این میکس کر و ریتم ما، شما هستید.”، حتی بعضی از آنهایی که ترانه ها را بلد نیستند با تکرار یادش می گیرند و همراه می شوند.
سالن با نور و سایه ی بعضی از گوشی ها که در هوا با ریتم تکان می خورد، زیباتر شده است.
در اجرای زنده ی گروه آریان میکروفونی قطع شود، آرشه بکشند، سیم پاره شود یا … آریانی هایی که رکورد بیشترین اجرای عمومی کنسرت را دارند، آن قدر تجربه کسب کرده اند که این اتفاقات را هم به خاطره های شیرین تبدیل کنند.
“ای وای” های آهنگ تب با پرکاشن، درام و گیتار الکتریک پاسخ داده می شود. از شدت شور و سر و صدا، سالن انگار دیگر روی زمین نیست.
و کنسرت با آهنگ “پرواز” و “دوستت دارم”، آهنگ مشترک آریان و کریس دی برگ، به پایان می رسد. بخشی که کریس دی برگ در آهنگ ارائه شده در آلبوم می خواند را علی پهلوان و قسمت علی پهلوان را پیام صالحی می خواند. کسی می گوید، ” اما نه علی پهلوان کریس دی برگ می شه، نه پیام صالحی، علی پهلوان!”
به علی پهلوان خسته نباشید می گویم، لبخند می زند و می گوید، خسته نیستم.
ساعت سه صبح است و آخرین کنسرت آریان قبل از سفرشان به آمریکا اینچنین به پایان می رسد.

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8907/1.jpg

این جا من اینجوری بودم

بعد این جوری

چون منتظر بورزو بودم

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8907/10.jpg

الهی یادش بخیر

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8907/4.jpg

جان

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8907/13.jpg

من تو کنسرت سکتهی مغزی -قلبی-عروقی-کبدی-ریوی و غیره رو زدم

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8907/7.jpg

کل کنسرت ماماننننننننننننننننننن من کنسرت می خوام

انقدر الان جیغ زدم باز رفتم تو چاه

ولی حیف جای بورزو خالی خالی خالییییی

و اما منظورم از هم بود و هم نبود در راجع به بورزو:(قابل توجه فرزانه خواهرم و سعیده و ملیکا)

آخه تفلکیا هر وقت پرسیدن بورزو بود یا نبود من میگفتم هم بود و هم نبود

منظور:یهنی بورزو در اونجا نبود ولی یادش همه ی طول کنسرت با من بود

اینم تقدیم همه واسه بای بای

 

بای بای کیس بوس

کزارش خودم جمعه  یا زودتر

[ شنبه سوم مهر 1389 ] [ 20:6 ] [ همیشه آریانی ]
بله دیگه اون بچه در هنگام کنسرت جیغا میکشید در حد کبودیت

تاااااااااااااااااااااااااااااااااا اینکه کنسرت به پایان رسید اون بچه رو هر چی دختر عمو هاش زور

 کردند که بیا بریم مرغ اوشون یک پا بیش تر نداشت و باز میگفت نمیامممممم..

دختر عمو هاش اینجوری شده بودنو اینجوری

بعد از چند دیقه اون خانوم کوچولو راضی شد بیاد حالا دختر عموهای فلک زده میخوان برن یک

عکس بگیرن که باز مرغ سرکار بچه یه پاشو داد بالا که الا و بلا نمیام و باز دعوا بالا گرفت که

جناب خواهانی که در بچگی سمن به  خوشمله معروف بودن این صحنه رو دیدن و با ملایمت

گفتن:حالا بیا یه عکس بگیر

که باز سرکار بچه با فریاد بنفشی که دیوار صوتی رو شیکوند رو به آقای خواهانی گفت:

نمی خوامممممممممممممممممممممممممممممممممم

بعد بعدش سمن جان اینجوری شد

بعد اینجوری

بعد اینجوری(از گریه قرمز شده بود)

حالا هر چی بدبخت ها دختر عموها میپرسن چی شد این جواب نمیده که بهد از ۱۵ دیقه زار

زدن گفت:من....سره.....این....آقا.....خوشمله...هه...دا..د....ز...د...م...

و بعد باز گریه سر داد

حالا هی میگن عیب نداره ولی باز مرغ اوشون یک پا داره ....

تا اینجا داشته باشید تا هفته ی بعد جمعه

 

خب دیگه فعلا باییی

[ جمعه دوم مهر 1389 ] [ 17:21 ] [ همیشه آریانی ]

.: Weblog Themes By YouRthEm :.

درباره وبلاگ

"تو که با من باشی" فرقی نداره میخواد تو "رویای سپید" باشه یا اوج "پرواز"
زیر "بارون" باشه یا کنار "یاس کبود".
"تا ابد" باش که باهم "ترانه ی عشق" رو بخونیم و "هفت" روز هفته به فکر "فردایی که مال ماست" باشیم...
"اگه دستامو بگیری" "آروم آروم" "خواب ناز" میاد سراغمو من "بهونه"ی "قاصدک" رو میگیرم.
"بعد تو" نمیزارم هیچ "غریبه"ی نامهربونی جات رو پر کنه چون تو "هنوز برام همونی" حتی تو "لحظه ها"ی "بی تو با تو" بودن پس "بمون تا بمونم"
دلنوشته یلدا آریانی عزیز♥

از دیار آفتابگردون با تو با عشق تا بی نهایت


همیشه آریانی ...تا بی نهایت:)
امکانات وب
گآلرے عڪْس آریآטּْ
تولد ترانه ها هفت نامه
طرفداران همیشگیِ آریان باند
ســـیاهــ و سفــید

سایت علمی_تفریحی woodgroup

♥بیا باش نرو♥

پایگاه رسمی طرفداران نیما وارسته

ÇíÇå ÑÓãí æ ÇÎÊÕÇÕí ÇãíÑ ØÈÑí 

مصطفی زمانی

موسیقی ما